دعوای فلسطین-اسراییل، رشته توییت ۲: در طول جنگ جهانی دوم حاج امینالحسین که به آلمان نازی پناهنده شده بود، میره تو تیم نازیها و فتوا میده که جنگ با انگلیسها جهاد حساب میشه. حاج امین از هیتلر قول میگیره که در صورت پیروزی، اعراب بتونند در فلسطین یک دولت مستقل درست کنند و
کاسه کوزه یهودیها رو جمع کنند. هیتلر هم که از خدا خواسته، قبول میکنه. این موضع فلسطینیها و عملیات کوچیکی که شبهنظامیهای فلسطینی با نازیها ترتیب میدن، حسابی میره رو مخ انگلیسها و روابط انگلیس و فلسطینیها بد و بدتر میشه. جنگ با شکست آلمان تموم میشه ولی یک اتفاق دیگه هم بعد
از جنگ میفته، هتل کینگ دیوید در اورشلیم که هدکوارتر انگلیسها بود به طور خودجوش منفجر میشه و کلی یهودی و انگلیسی میمیرند. این حادثه هم دوباره رابطه انگلیسها و فلسطینیها رو بدتر میکنه به طوری که دیگه اون قضیه ممنوعیت مهاجرت یهودیها به فلسطین جدی گرفته نمیشه و آژانس یهود به طور
گسترده مهاجر یهودی از اروپا به فلسطین انتقال میده، داستان هولوکاست هم قشنگ یهودیها رو قانع کرده بود که اروپا جای موندن نیست. در سال ۱۹۴۷ سازمان ملل که تازه تشکیل شده بود، کمیتهای رو مامور میکنه تا به قضیه فلسطین رسیدگی کنه، این کمیته که اتفاقا ایران هم توش حضور داشت پیشنهاد
میکنه که ظرف ۲ سال دو دولت مستقل عربی و یهودی در فلسطین تشکیل بشه و دو شهر اورشلیم و بیتلحم هم تحت کنترل نیروهای بینالمللی قرار بگیرند. هیچکدوم از طرفین با این طرح حال نکردند، یهودیها که کمی راضیتر بودند، میگفتند اکثر ما تو اورشلیم ساکنیم، بعد اورشلیمو بدیم بره؟ عربها هم که
میگفتند ما اکثریتیم، اصلا چرا باید بخشی از کشورمون رو بدیم به یهودیها؟ به هرحال در نوامبر ۱۹۴۷ سازمان ملل این طرح رو با کمی تغییر به رای گذاشت ۳۳ کشور رای مثبت دادند، ۱۳ کشور رای منفی و ۱۰ کشور هم منتنع بودند. جالبه که ایران رای منفی داد و انگلستان رای ممتنع(:
یهودیها رای رو پذیرفتند، ولی اعراب پرونده رو به دادگاه بینالمللی بردند و اونجا هم شکست خوردند. طبق این طرح بعد از خروج انگلیسها باید دو دولت یهودی و عرب تشکیل میشدند و یک رژیم بینالمللی هم برای شهر اورشلیم شکل میگرفت، منتها اعراب راضی به این امر نبودند، بنابراین جنگ شروع شد.
اعراب به کنسولگری لهستان و سوئد که به طرح رای مثبت داده بودند حمله کردند. کافهها، ماشینها و داراییهای یهودیها مورد حمله قرار گرفت و با خروج کامل انگلیسیها جنگ شدت بیشتری هم گرفت. یهودیها هم البته ساکت ننشستند، دو طرف با هم درگیر شدند و کلی آدم از هر دو طرف کشته شدند. مثل کشتار
دیر یاسین که یهودیها به روستای دیر یاسین در نزدیکی اورشلیم حمله کردند و اهالی رو کشتند. در ۱۴ May سال ۱۹۴۸، یک روز پیش از پایان حاکمیت انگلستان بر فلسطین، یهودیها به پیرو اون مصوبه سازمان ملل که شرحش رو گفتم، دولت اسراییل رو تاسیس کردند. در پاسخ چهار کشور عربی اردن، سوریه، عراق
و مصر بلافاصله به اسراییل حمله کردند. لبنان هم بعدا به اونها پیوست. در مقابل نیروی نظامی اسراییل یا هگانا که حالا با کمک کشورهای غربی مجهز هم شده بود، وارد جنگ شد و نه تنها اعراب مهاجم رو شکست داد که به ساکنین عرب سرزمینهای فلسطینی هم حمله کرد. پیشروی اسراییل تا جایی پیش
رفت که مرزهای اسراییل خیلی بیشتر از مرزهایی شد که طبق توافق سازمان ملل میبایست دولت مستقل یهودی شکل میگرفت. یک آبروریزی تمام عیار برای اعراب و یک پیروزی بزرگ برای اسراییل. در پایان جنگ، مصر، سوریه، اردن و لبنان با اسراییل توافقنامه امضا کردند، نوار غزه در اشغال مصر قرار گرفت و
کرانه باختری رود اردن و بخش شرقی اورشلیم در اشغال اردن، بقیه سرزمینهای فلسطین هم به تصرف اسراییل در اومد. فلسطینیهای ساکن سرزمینهای تحت تصرف اسراییل هم یا اخراج شدند یا خودشون فرار کردند، به این ترتیب حدود ۷۰۰ هزار پناهنده فلسطینی شکل گرفتند که رهسپار لبنان و سوریه و اردن شدند.
اردن به پناهندهها شهروندی اردن داد، منتها سوریه و لبنان این کارو نکردند و نه به خود پناهندهها و نه نسلهای بعدشون شهروندی اعطا نشد. در واقع این امر باعث شد که جمعیتی از آدمهای بیپاسپورت و بدون حقوق شهروندی شکل بگیرند که بعد بهشون گفتند آوارگان فلسطینی. در سال ۱۹۴۹ اسراییل
پیشنهاد داد که ۱۰۰ هزار نفر از این آوارهها که فامیلی تو اسراییل دارند برگردند و به اعضای خانوادشون بپیوندند. این پیشنهاد با مخالفت دولتهای عربی روبرو شد، چون اونها اصولا اسراییل رو قبول نداشتند که بخوان باهاش مذاکره کنند. در طرف مقابل کشورهای مسلمون مثل لیبی، عراق، یمن، لبنان و
سوریه هم یهودیهای ساکن کشورهاشون رو اخراج کردند و مجموعا ۸۵۰ هزار یهودی هم آواره شدند که از بین اونها ۲۶۰ هزار نفر رفتند اسراییل، بقیه هم به سایر کشورهای دنیا پناهنده شدند. سایر اعرابی که بعد از جنگ ۱۹۴۸ به نحوی تونستند در اسراییل باقی بمونند، شهروندی اسراییل گرفتند. حدود ۲۰ سال
زد و خوردهای پراکنده بین مبارزین فلسطینی که از حمایت اردن و مصر برخوردار بودند با اسراییل همینطور ادامه پیدا میکنه تا اینکه مصر به فرماندهی ناصر تصمیم میگیره نیروهاش رو در صحرای سینا و نوار غزه تقویت کنه و آماده حمله مجدد به اسراییل بشه. منتها این بار اسراییل پیشدستی میکنه و
و طی یک حمله برقآسا کل نیرو هوایی مصر رو از بین میبره. جنگ شش روزه اعراب و اسراییل شروع میشه و مجددا اعراب شکست میخورند، اینبار کل نوار غزه و کرانه باختری رود اردن، بلندیهای جولان سوریه و بخشی از جنوب لبنان هم به تصرف اسراییل درمیاد. فلسطینیها که میبینند دولتهای عربی عرضه
کاری رو ندارند، خودشون سازمان آزادیبخش فلسطین رو تاسیس میکنند با هدف پس گرفتن کل سرزمینهای فلسطینی. در سال ۱۹۶۹ یاسر عرفات میشه رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و مبارزات چریکی و بمبگذاریها و گروگانگیریهای فلسطینیها شدت پیدا میکنه. در دهه ۶۰ میلادی، اردن که سعی داشت به جامعه جهانی
بپیونده با سازمان آزادیبخش که استراتژیش جنگهای چریکی و بمبگذاری بود دچار مشکل میشه، تنش بالا میگره و در سپتامبر ۱۹۷۰ درگیری خونینی بین اردن و سازمان آزادیبخش فلسطین شکل میگیره که کلی فلسطینی هم کشته میشن، بعد از این سپتامبر سیاه، سازمان آزادیبخش به لبنان انتقال پیدا میکنه
و از اونجا به فعالیتهای ضد اسراییلیش ادامه میده، منتها در لبنان هم دوباره با بومیهای لبنان دچار تنش میشه و تنشهای طرفین منجر به جنگهای داخلی لبنان از ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ میشه. در این سالها نقش شوروی و امریکا هم در تنشهای این گروهها مهم بود، جنگ نیابتی این دو ابرقدرت هم باعث بیشتر شدن
شعله آتش میشد. در طول جنگ خلیجفارس و حمله امریکا به عراق برای بازپسگیری کویت، عرفات دوباره رو اسب بازنده شرط بست و طرف صدام حسین رو گرفت. همین باعث شد که بعد از جنگ بیشتر کشورهایی که به عرفات کمک میکردند، پولش رو قطع کنند. بنابراین عرفات چارهای نمیبینه جز اینکه با اسراییل
صلح کنه. در سال ۱۹۹۳ مذاکرات صلح با وساطت امریکا آغاز شد و در نتیجه اون عرفات وجود اسراییل رو رسما پذیرفت و دولت خودگردان در کرانه باختری و نوار غزه شکل گرفت. اتفاقات بعد از اون رو هم که دیگه خودتون میدونید. اسحاق رابین با مخالفت تندروهای اسراییلی روبرو میشه و کشته میشه. حماس
شکل میگیره که اصولا توافق عرفات با اسراییل رو رد میکنه. اسراییل تو کرانه باختری شهرکسازی میکنه، حماس عملیات تروریستی انجام میده و این دعوا همچنان ادامه داره….
@Survivor_2_ جنگ یوم کپور ۱۹۷۳ رو جا انداختی
@marmariiiiiii نتایج این جنگ بیشتر روی مرزهای کشورهای عربی اطراف به ویژه مصر مهم بود، حال و روز فلسطینیها چندان فرقی نکرد(:
@Survivor_2_ اینطور که پیداست اسرائیل طرف مظلومتره داستان بوده که! یه عمر تو گوش ما خوندن فلسطینه که مظلومه در حالیکه اونیکه همهش میزده زیر میز فلسطین بوده!
@Survivor_2_ فلسطین از اینا بوده که همیشه دعوا رو شروع میکرده و میباخته و میزده زیرش که نه من قبول ندارم. از اول😂
@Survivor_2_ این همه خوندم و خوندم تا رسید به عرفات یاد رائفی پور افتادم و شباهت های اخلاقی هم بینشون دیدم
@Survivor_2_ ما علاقهمندیم این رشتهتوییت و رشته توییت قبلی رو در قالب پادکست با ذکر منبع و نام شما بازآفرینی کنیم تا شاید افراد بیشتری ازش بهرهمند بشن.
@Survivor_2_ مطلب شما یه معنای تاریخی توی خودش داره. اعراب به وقت مذاکره،مذاکره نمیکنن و وقتی بازنده میشن ،جنگ راه میندازن. که ریشه اون بر میگرده به تصورات اونها از دنیا. "ما به قانون دنیا نیاز نداریم چون قرآن رو داریم"از صدر اسلام با اعراب بوده
@Survivor_2_ اگر اهل خوندن تاریخ واقعی و حقیقت جو باشید میفهمین که رشته توییت کاملا حقیقت و درست هست✅ اسرائیل بیش از هر کشوری با دشمنش مماشات کرده و به دنبال صلح بوده.چون همیشه آرزوی یک کشور مدرن و سطح اول داشته و این آرزو فقط با صلح پایدار ممکنه. برای صلح همیشه پیش قدم بوده اما خب مسلمونه..
@Survivor_2_ فلسطین باید تشکیل دو دولت مستقل و قبول میکرد. به هر حال فلسطین جزو خاک عثمانی محسوب میشد و هویت مستقل نداشت.
@Survivor_2_ ردپای انگلیس تو اکثر بدبختی های جهان هست
@Survivor_2_ فلسطینیا اخلاق ندارنا! همه ش با همه دعواشون میشده. هر جا رفتنم با محلیا به مشکل خوردن! اه اه
@Survivor_2_ آخ كه دنياي بدون دين چه قدر ميتونست آرومتر و بهتر باشه!
@Survivor_2_ هر چی فکر میکنم نمیتونم به فلسطینی ها حق بدم که این شکلی بجنگن، باید صلح میکردن. اینها از قبلتر هم که دولتی نداشتن. انگار فقط دعوای قومی هست، اگر همون اول پیشنهاد سازمان ملل رو پذیرفته بودن که خیلی بهتر بود. بعد مگه قانون جنگ این نیست که برنده سرنوشت زمینهای بازنده رو مشخص میکنه؟
@Survivor_2_ یعنی داستان گویی تون فوق العاده س .👏👏👏👏👏❤❤❤❤ پس از سالها این موضوع برای همیشه برام حل شد . شما حتما باید یک کتاب هزار و یک شبی با داستانهای واقعی خودتون بنویسید .😊




