ابراهیم رییسی معروفی رو نجات داد! عباس معروفی، نویسنده مشهور ایرانی، در دهه هفتاد نشریهای به نام گردون منتشر میکنه که بعد از مدتی توقیف میشه و به اعدام محکوم میشه! گردون وقتی توقیف شد که ابراهیم رییسی، دادستان انقلاب بود. عباس معروفی در این مورد تعریف میکنه: 1/
به من خبر دادند که روزهای سهشنبه ابراهیم رئیسی، دادستان انقلاب، ملاقات عمومی داره. حکم اعدام رو برداشتم و سهشنبه رفتم و تونستم آقای رئیسی رو ببینم. خودم رو معرفی کردم. رئیسی یکم نگام کرد و گفت: «همون عباس معروفی معروف؟» 2/
گفتم: «بله همون کرکس شاهنشاهی! همون غول بیشاخ و دم که هر روز کیهان مینویسه» دادستان انقلاب گفت: «خب آقای معروفی، چه خبر؟ چی میکنی؟» گفتم:«رمان مینویسم، کتاب چاپ میکنم، ادیتوری میکنم، هر کار که بشه چون دفترم بازه اما شما انتشار گردون رو توقیف کردین.» 3/
گفت: «خب فکر میکنی چرا توقیف شده؟» گفتم: «همکاران شما از من میپرسن چه جوری و با چه پولی این مجله رنگارنگ رو منتشر میکنم؟» گفت: «این سوال من هم هست.» پروندهام رو تو کامپیوترش باز کرد و نگاه کرد و گفت: «عجیبه! خیلی عجیبه! لک توی پروندهات نیست.» 4/
گفتم: «میدونم. من حتی سمپات کسی یا چیزی نبودم.» با لبخند نگاهم کرد. یک لحظه فکر کردم عجب آخوند خوشسیما و خوشتیپی. گفت: «پریشب در قم منزل یکی از علما بودم. قسمتی از کتاب «سمفونی مردگان» شما رو خوندم. میخواستم ازش بگیرم، دیدم براش امضا کردی. بهم نداد. دلم میخواد بخونمش... 5/
تعجب میکنم! چرا این قدر راجع به شما بد مینویسن؟ امکانش هست فوری کلیه گردونها رو به من برسونید تا شخصاً مطالعه کنم و تصمیم بگیرم؟» گفتم: «با کمال میل. فردا براتون میارم.» گفت: «نه! فردا دیره. همین حالا!» و تلفن روی میزش رو طرف من گذاشت: «زنگ بزن بیارن فوری!» 6/
یک دوره گردون از شماره ۱ تا ۲۰ رو به دستش دادم و خداحافظی کردم. حدود یک هفته بعد، پرونده من از دادستانی انقلاب «عدم صلاحیت» خورد و به دادگستری ارجاع داده شد و در نهایت تبرئه شدم.» 7/







