Published: April 11, 2025
15
62
533

#جنگ‌سرد بریم ادامه‌ی بحث دیروز چون برای فهم وضعیت امروز جهان‌ ما #باید کلیتی از تاریخ بشر (و خصوصا اتفاقات سده‌ی پیش) رو بدونیم دیروز در همین راستا رشتویی درباب #برتن‌وودز و سروری #دلار نوشتم که اصن یه کم ماجرا رو به لحاظ تاریخیدنش از عقبتر ببینید. حالا نگاه کنید: ۱/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

با رخداد ج.ج.۲ و نتیجتا شکست متحدین و تثبیت #قدرت‌نظامی آمریکا و درآخر با ظهور سیستم برتن‌وودز، یه دو قطبی‌ای در جهان حاکم شد که بر طبق اون عملا: شوروی و امریکا -یعنی متفقین سابق (Allied Powers)، که به ضرورت وقت ائتلاف کرده بودن تا متحدین (Axis Powers) رو شکست بدن - ۲/۲۵

Image in tweet by Piishgoo
Image in tweet by Piishgoo

به یک رقابت ایدئولوژیک بزرگ افتادن و تا می‌تونستن سعی می‌کردن کشورها رو متحد و نتیجتا زیر سیطره‌ی فکری خودشون دربیارن. درواقع تفکر #کاپیتالیستی، و لیبرال دموکراسی امریکایی، در مقابل تفکر #سوسیالیستی (یا بهتر بگیم مارکسیسم-لنینیستی) شوروی قرار گرفته بود. ۳/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

پس از ۱۹۴۵ و پایان جنگ، بلحاظ اقتصادی، از یه طرف سروری «#دلار» آغاز شده بود (که دیروز کامل نوشتیم) و از طرف دیگه، تزهای مارکسیسم-اِنگِلْسیسم و لنینیسم-استالینیسم، در بلوک زیر نظر شوروی رشد میکرد ۴/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

تو این دوره چندتا نظام فکری یا همون #دکترین مهم و چند طرح بزرگ هست که شما باید ازش آگاه باشید: مثل دکترین ترومن، طرح مارشال؛ دکترین برژنف، خروشچف، دکترین‌های گورباچف و... چون از سال ۱۹۴۷ با دکترین ترومن و طرح مارشال، عملا دوران موسوم به #ColdWar یا #جنگ‌سرد آغاز شده بود ۵/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

دکترین #ترومن بطور خلاصه می‌گفت «امریکا از هرکشوری که در معرض خطر کمونیسمه، حمایت میکنه» و هدف این دکترین؛ مهار نفوذ شوروی از طریق حمایت سیاسی-نظامی کشورها بود و طرح #مارشال، طرحی بود که جورج مارشال، وزیر خارجه وقت امریکا، در ۱۹۴۸ ارائه داد، که طی این طرح امریکا به کمک ۶/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

کشورهای جنگ زده و داغون اروپای غربی میاد و هدفش تقویت اقتصاد کشورهای اروپای غربی، و نهایتا باز هم حفظ این کشورها در مقابل «هجوم کمونیسم» بود. (جالبه که اگر دقت کنید امروزه توسط تیم ترامپ، داریم میبینیم که قراره دکترین ترومن و طرح مارشال، بویژه در مورد #خاورمیانه عملی شه) ۷/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

اما بریم اونطرف ماجرا. چراکه این وسط #روس‌ها هم بیکار نبودن. چون روس‌ها هم از بعد جنگ و بویژه از ۱۹۵۰ شروع کردن بطور جدی فعالیت کردن، که برطبق این فعالیت‌ها، آرای کمونیستی و انقلابیشون رو به دیگر کشورها صادر کنن. ولی روس‌ها با صدور و پیاده‌سازی سوسیالیسم مد نظرشون، در ۸/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

در یک سری کشورها، بزودی دیدن که اینجوری نمیشه. چون هرکشوری میریم، آرای ما رو اونجور که ما میخوایم نمیپذیرن و بقولی پس میزنن. مثلا کشورهای عربی، که بشدت مسلمونن، نمیتونی بیای مارکسیسم و ماتریالیسم دیالکتیکی مارکس و اِنْگِلس رو اونجور که خود حضرت گفته، تقریر کنی. ۹/۲۵

Image in tweet by Piishgoo
Image in tweet by Piishgoo

پس به این نتیجه رسیدن که بهتره نسخه سوسیالیسم خودشون رو تو کشور مربوطه بومی کنن. اصطلاحا میگن سیاست «بومی‌سازی سوسیالیسم». به همین دلیل از ۱۹۵۶ بطور #رسمی این دیدگاه خروشچف اعلام شد که: «راه‌های رسیدن به سوسیالیسم متفاوته» و از اینجا طرح بومی‌سازی سوسیسالیسم رو ارائه کردن ۱۰/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

یعنی چی؟ یعنی هرکشوری که انقلابمون رو صادر کردیم، مبانی فکری‌مون رو با خصوصیات کشور مقصد جابندازیم. مثلا تو سوریه، عراق، مصر که مسلمونن و بشدت رو نژاد عربیشون حساس، مخلوط فکری سوسیالیسم، اسلام و پان‌عربیسم رشد کرد یعنی سوسیالیسم ذیل پرچم اسلام؛ یا همون «مارکسیسم اسلامی» ۱۱/۲۵

Image in tweet by Piishgoo
Image in tweet by Piishgoo

پس دکترین خروشچف، صرف آزمون و خطاهای این سال‌ها، از ۱۹۵۶ م. رسمی شد. میگیم آزمون و خطا: چون مثلا مائوی چین از ۱۹۴۹ م.؛ یا هوشی‌مین ویتنام از ۱۹۵۴ م.؛ یا جوزف تیتوی یوگسلاوی از ۱۹۴۵، یا ماتیاس راکوشی مجارستان از ۱۹۴۹ م. اینا همه حکومتهای سوسیالیستی خودشون رو علم کرده بودن ۱۲/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

و یه آزمون خطایی ایجاد شده بود یا مثلا تو دنیای اسلام، جمال مهمترین و شناخته‌شده‌ترین بود. جمال عبدالناصر از ۱۹۵۲ م. جمهوری سوسیالیستی با محوریت پان‌عربیسم، اسراییل ستیزی، و البته که اسلام رو رقم زده بود ولی اواخر دهه ۵۰ و‌ تو دهه ۶۰ بود که این طرح خروشچف بطور جدی ظاهر شد ۱۳/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

از این دوره مثلا میشه به ظهور احمدالحسن‌البکر (از ۱۹۶۸) و در ادامه راهش به #صدام‌حسین، بعنوان رهبر سوسیالیستای حزب بعث عراق اشاره کرد (خود صدام از ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۳) یا به حافظ اسد، رهبر حزب سوسیالیستای سوریه (از ۱۹۷۰ تا همین امسال که پسرش بشار حذف شد) اشاره کرد ۱۴/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

یا به «جماهیریه»ی سرهنگ قذافی از ۱۹۶۹ به بعد با محوریت پان‌عربی، اسلام، جمهوری اجتماعی و نظام شورایی اشاره کرد (دیگه بقیه جاها مثل کاستروی کوبا؛ چه‌گوارا و د سیلوا و انتونیو پرز بولیوی؛ یا هواری بومدین الجزایر؛ و اگوستو نیتو انگولا؛ و خاندان کیم کره شمالی رو خودتون بخونید) ۱۵/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

و درمورد #ایران خودمون هم که عملا خمینی و خامنه‌ای از دل این داستان در اومدن. با سوسیالیسم شیعی. (الان میگن عه آقا نگووو، زبونم لال... اقا اینا پیرو مولا علی‌ان... سوسیالیسم شیعی؟ پیس پیس فوت فوت) خلاصه که دو تفکر بزرگ جلوی هم قرار گرفته بودن که با شروع جنگ سرد، یعنی ۱۶/۲۵

Image in tweet by Piishgoo
Image in tweet by Piishgoo

پس از ج.ج.۲ #تا ریختن دیوار برلین (۱۹۸۹ م.) و ریختن دیوار دروغین اتحاد جماهیر شوروی در دسامبر ۱۹۹۱ م. (سال ۱۳۷۰ ه.خ) و حتی تا خود امروز برقرار مونده. این نکته رو از یاد نبریم که تو دهه ۶۰ میلادی #برژنف با سرکوب بهار پراگ، دکترینی رو علنی کرد که طی اون شوروی میتونه توی ۱۷/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

کشورای سوسیالیستی مداخله‌ی سیاسی-نظامی کنه تا این حکومت‌ها، از راه راست سوسیالیسم خارج نشن. هدف از این دکترین، حفظ قدرت و نظارت شوروی بر کشورای بلوک شرق، و یکپارچگی بود پس #برژنف و تیمش، مانیفست دادن که هر کشوری بخواد سمت رفرم و لیبرالیزاسیون بره، شوروی میاد دخالت میکنه‌ ۱۸/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

این واکنشی رادیکال به اصلاحات چکسلاواکی بود. و دست کم به نظر من این یکی از اشتباهات بزرگ روس‌ها بود‌. درواقع دکترین سیناترای گورباچف از دیدن مسیر اشتباهی که رفته بودن در اومد. دکترین #سیناترا چیه؟ برعکس همین دکترین برژنف. که اقا کشورای سوسیالیستی حق دارن راه خودشون رو برن ۱۹/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

روس‌ها تا زمان گورباچف انقدر اشتباهات ساختاری داشتن، و درست مثل این اخوندها، انقدر دروغ میگفتن و انکار؛ که بالاخره یه جا زد بیرون و کشور پاشید نگاهی به دکترینهای گورباچف، نشون میده فهمیده بودن راه غلطه و بزودی میپاشیم، ولی نشد که نشد چون سیستم نفهم‌ها هیچ‌جوره اصلاح نمیشه ۲۰/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

این دکترین‌ها چی‌ان؟ اول: دکترین پروسترویکا یا Perestroika یا بازسازی اقتصادی. که عملا رودرروی آرای بعد انقلاب دراومده بود. یعنی خودش حرفای انقلابی بزرگی بود. مثلا اجازه فعالیت به بخش خصوصی (البته خیلی محدود)‌ یا کاهش کنترل دولت به اقتصاد جذب سرمایه خارجی و... ۲۱/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

دوم؛ دکترین #گلاسنست یا glasnost یا شفافیت. که به معنای باز شدن فضای سیاسی، ازادی بیان، ازادی مطبوعات، نقد ازادانه رهبران، انتقال ازادانه مطالب حتی درمورد مسائل امنیتی مثل چرنوبیل و... بود سوم؛ دکترین #سیناترا که یعنی ایراد نداره کشورهای سوسیالیستی راه خودشون رو برن ۲۲/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

خب دارید میبینید، عملا تموم این حرفا یعنی چی؟ یعنی بیاید امریکا بشیم😁 طوفانی بپا شده بود فشارهای امنیتی به «دبیرکل حزب کمونیسم» زیاد شد... یعنی نفر اول اون #سازمان‌مخوف رو عملا عقب روندن. طوری که گورباچف دسامبر ۱۹۹۱ م. استعفا داد و این مصادف شد با فروپاشی شوروی. ۲۳/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

و از اون به بعد در ابتدا یلتسین اومد (۹۱ تا ۹۸) و بعد پوتین بعنوان عنصری امنیتی برآمده از KGBی قدیم، که الان داره تو یه #جمهوری گوگولی کشور رو میچرخونه در آخر، اینو بگم: خامنه‌ای از ۲ نفر متنفره اول سلطان‌حسین صفوی‌؛ دوم گورباچف. یعنی نمیخواد ازش مثل این دونفر یاد بشه ۲۴/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

خیلیا میگن: رابطه‌ی گورباچف با ریگان، عقب‌نشینی نظامی از اروپا، کاهش زرادخانه‌های هسته‌ای، ایجاد اصلاحات و فضای باز سیاسی تو کشور... اینا باعث اون واقعه‌ی شوم، یعنی دسامبر ۹۱ شد. به همین دلیل گورباچف منفور داخل و محبوب غرب شد... ۲۵/۲۵

Image in tweet by Piishgoo

نقل معروف گورباچف: «من میخواستم سیستمو درست کنم، نه اینکه کشور بپاشه» اینم رشتوی اول از #برتن‌وودز‌ حتما بخونید (دوستان الان دیگه یه کم فضا داره شفافتر میشه برای فهم کاری که ترامپ داره میکنه) https://x.com/PIISHGOO/status/...

Share this thread

Read on Twitter

View original thread

Navigate thread

1/26