«بازی کمربندها» و اجازه بدید قبل از رشتوی مهم دیگهای که آماده کردم، کمی درمورد کواد و آکوس بنویسم. تا الان از برتنوودز و تثبیت سروری دلار و شعار MAGA گفتم. از اتفاقات جنگ و سرد و تموم شدن شوروی و بلوک شرق قدیم و ظهور چین و تشکیل بلوک شرق جدید گفتم.
حالا برسیم به کواد، اکوس، کمربند ژئوپولوتیکی ایران؛ و اگر جا شد نقش اسراییل. ببینید عزیزان. به نظرم بهتره این رشتو رو با این سوال شروع کنیم که اصلا این بازیای که در جریانه، چی هست؟ پاسخ به این سوال که تو بطن رشتوهای قبل داده شده، اساسا گرهی ذهنی ما رو باز میکنه.
و پاسخ این سوال، دیگه خیلی واضح جلو همهمون قرار گرفته. عناوینش اینه: ۱. امنیت اسراییل (این گزینه رو تا پای جونشون میرن؛ اصلا شوخی نیست) ۲. جنگ با اژدهای تازه نفس چین ۳. جنگ کمربندها و کوریدورها ۴. تشکیل #ناتویآسیایی درمقابل چین ۵. روسیه (و نه شوروی) بعنوان متحد بلوک غربی
۶. نابودی (یا انزوای همیشگی) #نئوسوسیالیسم توسط کاپیتالیسم کلاسیک امریکایی ۷. از بین رفتن SCO (سازمان همکاری شانگهای) ۸. از بین رفتن بریکس BRICS در نطفه تمام اینها برای چی؟ گفتیم: «تثبیت سروری دلار» (پ.ن: کلمات اختصاری رو آخر این رشتو نوشتم)
خب بیاید اینا رو باز کنیم. من فک میکنم دیگه برای تموم مردم جهان، مثل روز روشن شده که جنگ امروز امریکا، با هیچ کشوری نیست جز چین. همین «جنگ #تعرفهها» نشون داده که دو طرف شمشیر رو، از رو بستن. بدون هیچ تعارفی.
پر واضحه که جهان امروز، در حال عبور از نظم تکقطبی آمریکامحور به نوعی چندقطبی نوظهوره در این تغییرات داریم میبینیم که عملا دیگه نقش اروپا بتدریج کمرنگ میشه. طرح مارشال نوین برای خاورمیانه رقم میخوره. آسیا به قلب تپندهی «ژئوپولیتیک» و «ژئواقتصاد» (Geo-economics) تبدیل میشه
که تا همین الانش هم شده؛ و در این رقابت، «#کمربندها» حرف اول را میزنند. یعنی چی؟ ببینید چین، با پروژه بلندپروازانهی شیجینپینگ، طرح BRI یا همون «ابتکار کمربند و جاده» رو ارائه داد. بیآرآی مخفف بلت اند رود اینیشیتو به معنای ابتکار کمربند و جادهست.
چین با این طرحش قصد داشته شبکهای عظیم از زیرساختهای حملونقل، انرژی و ساز و کارهاس تجاری را از شرق آسیا تا قلب اروپا بکشه که عملا با همکاری اوباما و بایدن، تاحد زیادی هم موفق شده.
اما در پاسخ به چین، آمریکا هم (بخصوص با ترامپ) بیکار نبوده و از دور اول ترامپ، دو تا ورق مهم رو، به بازی گرفته. چی؟ کواد و آکوس. اینا چی هستن؟ هر دو، طرحی برای خفه کردن چین.
کواد (Quad) که از کوادریلترال سکیوریتی دیالوگ گرفته شده یه طرح چارجانبه بین امریکا استرالیا هند ژاپن بوده که طرحش از ۲۰۰۴ داده شده، تشکیل رسمیش با پیشنهاد شینزو آبه از سال ۲۰۰۷ بود و بعد مدتی رکود، دوباره سال ۲۰۱۷ با ترامپ فعال شد.
هدف کواد، همکاری این چهار کشور و نوعی «موازنه قدرت» در مقابل چین بوده. پس کواد یه همکاری نظامی امنیتیه، در مقابل چین، برای حفظ ازادی در جهت باز بودن اقیانوس هند و اقیانوس ارام. تا با این همکاری چهارجانبه چین رو بکنن تو قوطی.
اما آکوس چیه؟ اکوس که مخفف استرالیا، امریکا، بریتانیاست، یه همکاری نظامی واسه تقویت قدرت نظامی استرالیا بوده. و این هم دقیقا با هدف مقابله با چین. انتقال فناوری زیردریایی هستهای، هوش مصنوعی، فعالیت سایبری، تجهیزات دفاعی و خلاصه هرچیزی که تو زمینه دفاعی استرالیا لازم بدونن....
پس میبینید؟ عملا این دو کمربند آبی مهم، یعنی پوشش اقیانوس هند و ارام، با دو توافق کواد و اکوس، که به نوعی «#ناتویآسیایی» هستن، درمقابل چین فعالن. پس امریکا بیکار نبوده و تلاش کرده کمربندی امنیتی–نظامی در اطراف چین ایجاد کنه
اما این وسط، یک کشور مهم با موقعیت بسیار خاصی وجود داره که باید بیاد تو خط امریکا تا معادلاتشون رو بهم نزنه. کجا؟ ایران. ایران عملا مفصل سه کمربند مهم شده، کمربند ژئوپولوتیک و پولوتیک (سیاسی):
اول کمربند چینیِ جاده ابریشم. که کمربندی ژئوپولوتیکه دوم کمربند فشار غربی از طریق اتحادهای نظامی. سوم کمربند اوراسیایی تحت رهبری روسیه. که اینها کمربند سیاسی ماجراست.
پس اگر امریکای ترامپ، میخواد بره سراغ چین باید یه تغییرات خاصی به وضعیت منطقه بده و خوشبختانه اینکه وقت زیادی نداره. و من فک میکنم تکلیف ما ایرانیها، نهایتا نهایتا تا کریسمس امسال برای همیشه روشن میشه.
اتفاقی که میفته اینه: با امتیازاتی که به روسیه میدن، عملا روسیه رو همچون کشوری در سطح المان و فرانسه، بر علیه چین؛ و به مثابه متحدی غربی میپذیرن. بلوک شرق قدیم بطور کامل و رسمی محو شده. و اینجا میمونه بلوک شرق جدید به رهبری چین و بردگی حکومتهایی مثل کرهشمالی و ج.اسلامی.
و البته چند کشور دیگه که ایران به دلیل موقعیت جغرافیاییش بسیار مهمه. کشوری که شمال و جنوبش به آبهای مهمی وصله؛ و شرق و غربش شده پل عبور، ذخایر معدنی بسیار مهمی داره، از طرفی دسترسی به تنگه هرمز داره، مجاورت با آسیای مرکزی و قفقاز، کریدور عبور هند تا ترکیه و امور اینچنینی،
به نحو روشنی ایران رو به شاهکلید تحولات منطقهای بدل کرده. پس ایران بلحاظ موقعیتی که داره، نقش مهمی هم تو این بازی داره. ولی اینجا یه مسالهای هست، که ایران به لطف سدعلی چلاق بیشعور، عملا شده بردهی پکن و مسکو. همهمون هم این رو خوب میدونیم.
مسکو که داره به بلوک غربی جدید اضافه میشه، پس ایران هم میتونه بره اون سمت... نمیتونه؟ چرا؟ اینجاست که چند نکته مهم هست. رادیکالیسم دینی و ماهیت فریبکار اخوندها. فرصتهای چندباره و رو شدن دروغگویی خامنه.ای و «فاتوا» [=فتوا] امنیت اسراییل ماهیت ایدئولوژیک ج.ا و....
ج.ا با عضویت در سازمانهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای SCO و بریکس BRICS، و قراردادهای بلندمدت همکاری با چین، نشون داده که [مثلا] متحد شرقیهاست (و در اصل بردهی شرقیهاست)
اینجاست که میبینی اساسا منطقی نیست که ترامپ (فارغ از مساله امنیت اسراییل) بیاد همون توافقات قدیم رو دوباره امضا کنه و بره. اصلا و ابدا منطقی نیست. این بحث هم که ترامپ تاجره بریزید دور. نه اینکه چنین چیزی نباشه....نه....
به نحو واضحی مهمه که اعداد چی میگن. و ایشون تاجره یعنی مهمه اون چهارتا عدد برگرفته از امارهای اقتصادی، چی میگن و چه تغییراتی رو ایجاب میکنن ولی قبل از اینها فلسفهی کلی کار مهمه. که گفتم فلسفهی کلیش تثبیت سروری دلار و امنیت اسراییله.
حالا شما بگو با توافق، سالی شونصد میلیارد سرازیر میشه امریکا. وقتی طرف با دروغگوییش فرصت بخره و بمب بزنه به تلاویو و اورشلیم، چه فایده!؟ وقتی پس اندیشهش نابودی نصف جهان خصوصا اسراییله چه فایده... پس اینجا اولویت فکری وجود داره. فعلا بسه تا رشتوی بعد.
پ.ن: مخففها BRICS: Brazil, Russia, India, China, South Africa SCO: Shanghai Cooperation Organization سازمان همکاری شانگهای AUKUS: Australia, United Kingdom, United States Quad: Quadrilateral Security Dialogue

























