Published: April 23, 2025
11
48
775

قبل از اینکه در مورد حوادث ۲۸ مرداد حرف بزنیم، اول باید ببینیم که ماجرای این قرداد استعماری نفت که ایران با انگلیس‌ داشت چی بود که مجبور شدیم بزنیم زیرش و نفت رو ملی کنیم. سال ۱۲۸۰ مظفرالدین شاه قراردادی رو با ویلیام دارسی می‌بنده که طی اون قرارداد شرکت دارسی اجازه پیدا

می‌کنه شروع کنه به اکتشاف نفت در ایران. اول بگم که در زمان امضای این قرارداد اصولا سوخت عمده جهان زغال سنگ بود و کسی تو دنیا خیلی نفت مصرف نمی‌کرد. اتومبیلی به اون شکل نبود که نفت بسوزونه، کارخونه‌ها کشتی‌ها و صنایع هم اصولا زغال سنگ می‌سوزوندند. مثلا شما فکر کن الان یک شرکت

خارجی بیاد بگه ما یک‌سری تجهیزات داریم که می‌تونیم باهاشون نوعی پرتو کیهانی رو در بخشهای خاصی از زمین دریافت کنیم و ازش انرژی تولید کنیم. بعد بیان به شما بگن که اجازه بده ما تو خاکتون بگردیم و ببنیم آیا جایی هست که بشه به وسیله این دستگاها اون پرتوها رو دریافت

کرد. چقدر این قضیه رو جدی می‌گیرید؟ پیش خودتون می‌گید اولا که معلوم نیست اصلا همچین لوکیشنی تو ایران باشه، تازه اگه باشه هم، من که اون دستگاه رو ندارم که این پرتوها رو دریافت کنم و تبدیل به انرژی کنم، پس چرا که نه. بیا بگرد ببین پیدا می‌کنی یا نه. مظفرالدین شاه هم دقیقا همینطوری

حساب کتاب کرد، گفت باشه، شما یک پولی به ما بده و بعد بیا بگرد ببین می‌تونی نفت پیدا کنی. منتها چون فکر می‌کردند که اگه این یارو بیاد و نفت پیدا کنه، احتمالا سود خوبی به جیب می‌زنه، می‌گه اگه نفتی پیدا شد، ایران هم باید شریک باشه. دارسی می‌گه باشه، من بیست‌هزار پوند نقد

می‌دم و ایران رو هم شریک می‌کنم، منتها سهم ایران باشه ۱۶ درصد، چون به هرحال اگه من این‌همه سرمایه‌گذاری کردم و نفت پیدا نکردم، یا اینکه اصلا نفت پیدا کردم ولی نفت بازار نداشت و کارخونه‌ها و فلان تصمیم گرفتند با همون زغال سنگ کار کنند یا اصلا زارت یک سوخت بهتر کشف شد، کل قضیه

می‌ره تو پاچه من. مظفرالدین شاه قبول می‌کنه و قرارداد بسته می‌شه. ماده ۱۴ قرارداد رو به خاطر بسپارید چون بعد بهش برمی‌گردیم. دولت شاهنشاهی خود را متعهد می‌سازد که اقدامات لازم را برای تضمین ایمنی و اجرای هدف این امتیاز، کارخانه و دستگاه‌هایی که به آنها اشاره می‌شود، اتخاذ کند.

دارسی میاد و شروع می‌کنه دنبال نفت گشتن. کلی هزینه می‌کنه ۵ سال دنبال نفت می‌گرده و آخرش هیچ‌چی به هیچ‌چی. نفت پیدا نمی‌کنند و در آستانه ورشکستگی کامل قرار می‌گیرند. پس میفتن دنبال مشتری، که یا این امتیاز رو بهش بفروشن یا حداقل باهاش شریک بشن. با این امید که با تزریق

سرمایه، به اکتشاف ادامه بدن و نفت دربیارند، ولی هیچ‌کس پیدا نمیشه که بیاد جلو! شما در نظر بگیر مملکتی که نه دولت مقتدری داره، نه امنیت درست و حسابی‌ای، نه راه و زیرساخت درست و حسابی‌ای، نه اصلا معلومه که واقعا نفت داشته باشه، نه اصلا معلومه که این نفت مشتری درست حسابی‌ای

داشته باشه، رو کی میاد توش سرمایه‌گذاری کنه؟ دارسی دیگه داشت می‌رفت که امتیاز رو بفروشه به فرانسوی‌ها یا روسها که اینجا گوشهای دولت بریتانیا تیز می‌شه. برای دولت بریتانیا، مهمتر از خود نفت، عدم حضور روسیه و فرانسه تو جنوب ایران بود. همین مونده بود که سر و کله رُقباش اونجا هم

پیدا بشه. اینه که کمر همت می‌بنده که برای دارسی یک شریک درست حسابی پیدا کنه، بالاخره مخ شرکت نفت برمه رو می‌زنند و دارسی و شرکت نفت برمه یک شرکت مشترک درست می‌کنند تحت عنوان شرکت نفت ایران و انگلیس. کل امتیاز دارسی منتقل شد به این شرکت جدید و طبق قرارداد قبلی، ایرانم صاحب ۱۶٪ سود

سالیانه این شرکت ‌شد. با تزریق پول، اکتشافات برای حدود۲ سال دیگه ادامه پیدا می‌کنه و باز هم خبری از نفت نمیشه. اینجا دارسی بخش عمده سهمشو به نفت برمه می‌فروشه و عملا از بازی می‌ره بیرون. نفت برمه یکسال دیگه هم به اکتشاف ادامه می‌ده تا اینکه اونها هم ناامید می‌شن و تصمیم می‌گیرند

کلا به این بازی سراسر باخت خاتمه بدن. منتها درست در همین زمان نفت از چاه مسجد سلیمان فوران می‌کنه و برای اولین بار در ایران، در ۴ صبح ۵ خرداد ۱۲۸۷ نفت کشف می‌شه. از اینجا به بعد تازه مشکلات شروع می‌شه. حالا بریتانیاییها باید شروع می‌کردند به ساخت تاسیسات اطراف چاه، ساخت پالایشگاه

در آبادان و کشیدن خط لوله از مسجدسلیمان به پالایشگاه. ولی شما فکر کن این مملکت که اسکله درست درمون برای ورود تجهیزات و صدور نفت نداره، پس مجبور شدند اسکله بسازند که در بندر ماهشهر ساخته شد. راه بسازند که بشه این تجهیزات رو منتقل کرد، آقا آجر نبود که ساختمونسازی کنند.

کوره آجر‌پزی ساختند، بعد پرسنلشون رو که آوردند ایران، نمی‌تونستند تو خونه گلی و چادر سکونت بدن که، پس مجبور شدند شهرک مدرن بسازند، بیمارستان و مدرسه و کتابخونه و ورزشگاه و آب لوله‌کشی و فلان بسازند. اینجا بود که ملت ایران تازه فهمیدند استاندارد زندگی تو دنیا چه شکلیه! ملت اینجوری

بودند که اگه اینها دارند زندگی می‌کنند پس ما داریم چی کار می‌کنیم. شما فکر کن کسی که خودش در فلاکت زندگی می‌کنه و می‌ببینه یک گروهِ از ما بهترون، زندگی خفن و خونه خفن و فلان داره چی کار می‌کنه؟ طبعا می‌زنه کاسه‌کوزه یارو رو به هم می‌زنه دیگه.

همین اتفاق هم در جنوب ایران میفته، عشایر و بومیها با این استدلال که اینها خاک و ثروت ما رو دارند تاراج می‌کنند می‌ریختند و لوله‌های نفت، تاسیسات استخراج یا پمپهای انتقال و فلان رو داغون می‌کردند. اولش انگلیسی‌ها شروع کردند به باج سیبیل دادن به این عشایر که حاجی بیا این پولو بگیر

و شر رو کم کن. منتها یکی دو طایفه که نبودند، شما سیبیل یکی رو چرب می‌کنی، فرداش طایفه رقیبش میاد همه چی رو داغون می‌کنه. اینه که انگلیسها تصمیم می‌گیرند بشینند و با رییسشون یعنی سردار اسعد بختیاری مذاکره کنند. بعد از چک و چونه طولانی، انگلیسها حاضر می‌شن ماهی ۲۰۰ پوند به علاوه

۳٪ سود نفتی که در منطقه تحت نفوذ بختیاریها استخراج می‌شه رو بدن به بختیاریها. پس با اینکه طبق ماده ۱۴ قرارداد دارسی، دولت ایران مسئول حفظ امنیت بود، به دلیل اینکه عملا دولت ایران کنترلی رو اون منطقه نداشت، انگلیسیها مجبور شدند برای تامین امنیت، سیبیل بختیاریها رو هم چرب کنند.

همین سه درصد هم بهانه‌ای میشه که انگلیس حق‌السهم دولت رو تمام و کمال نده. در واقع موقع پرداخت به دولت شاهنشاهی، می‌گفت ما این‌قدر هم خرج امنیت کردیم، ولی دولت می‌گفت به ما چه، می‌خواستید باج سیبیل ندید. در مقابل ۳٪ بختیاریها رو هم منظم نمی‌دادند و می‌گفتند دولتتون گردن نمی‌گیره و

نمی‌گذاره ما به شما پول بدیم، اینجوری بود که کم‌کم هم دولت ایران از پرداختهای نامنظم شاکی بود و هم بختیاریها. منتها یک پولی بود که کم یا زیاد می‌اومد و کسی هم به جز انگلیسیها در اون زمان عرضه استخراج نفت رو نداشت. پس کج‌دار و مریز ادامه می‌دادند تا اینکه پهلوی روی کار اومد.

اجازه بدید اینجا این رشته‌توییت رو تموم ‌کنم و ادامه ماجرا رو در رشته توییت دوم بخونید.

رشته توییت دوم:

@Eternal_3_ کشوری که سرمایه نداره، جواز بهره‌برداری از نفت رو به شرکتهای نفتی میده. این موضوع خیلی رایج هست. همین الآنم رایج هست. فردای روزی که تحریمها به فرض برداشته بشه، همین رژیم می‌دوه دنبال سرمایه‌گذار. شاه به حدی پول جمع کرده بود و نیروی متخصص پرورش داده بود که سرمایه‌گذار لازم نداشت.

@Eternal_3_ مزخرفاتی که داستان وار تعریف می‌کنی مثل این میمونه که یک انگلیسی از نگاه خودش مردم ایران رو بی تمدن و بی لیاقت میدونسته که حتی تو مملکت خودشون باید آنها رو غارت کرد! شاه بی کفایت قاجار مملکت را برای عیش و عشرت تقدیم شرکت های انگلیسی کرد چرا نسل های بعد میبایست تاوان بدهند؟

@Eternal_3_ @grok اولین نقطه در خاورمیانه که ذخایر نفت کشف و استخراج شد کجا و توسط چه شرکت یا شخصی بود؟ اولین بار در کدام کشور نفت برای اولین بار در جهان به طور صنعتی نفت کشف و استخراج شد و توسط چه شرکتی؟

@Eternal_3_ برام جالبه که اینارو میری میخونی بعد میایی واسه ما مینویسی دمت گرم‌ واقعا خععععلی تنگی دکتر

@Eternal_3_ همینقدر که اینجا درباره مصدق مزخرف سرهم می‌کنی باید بدانید مصدق حقی را از نسل های بعد ملت ایران زنده کرد که مستقیم به خاطر تصمیم پادشاهان قاجار به جیب انگلیسی ها می‌رفت! چرا نسل های بعد باید تاوان تصمیمات نسل های قبل را میدادند؟ تقبیح یک شخصیت ملی و میهن دوست مانند مصدق شرم آور

@Eternal_3_ @grok این روایت درسته؟

@Eternal_3_ دًمِت گرم 👏 👏 👏

@Eternal_3_ استعمار آفریقا هم همینطور بود و استعمارگران وارد سرزمین بومیان میشدند و با دادن ادنک پولی سرزمین آنها را تصاحب میکردند و تا نسل ها باید برای آنها بیگاری میکردند! شاه قاجار قراردادی بست که نسل ها باید تاوان آن را میدادند و مصدق با دلایل حقوقی اجازه چنین کاری را نداد

@Eternal_3_ البته یک شرکت مشترک انگلیس بختیاری هم تشکیل شد

Share this thread

Read on Twitter

View original thread

Navigate thread

1/32