Published: April 23, 2025
4
37
902

پس تا اینجا رسیدیم که نفت کشف و استخراج شد، و شرکت نفت ایران و انگلیس قرار شد ۱۶ درصد سود سالانه رو به دولت شاهنشاهی بده و یک مبلغی رو هم به بختیاریها بپردازه برای تامین امنیت. منتها این پرداختها منظم و مرتب نبود و ایران حسابی شاکی بود. ضمن اینکه رضاشاه یک دولت مقتدر درست

کرده بود و امنیت نفت، تمام و کمال به وسیله دولت شاهنشاهی تامین می‌شد و دیگه بهانه پرداخت به عشایر برای امنیت هم، محلی از اعراب نداشت. این عوامل کم‌کم منجر به این شد که رضا شاه به سبک ترامپ که از برجام خارج شد و گفت بیاین دوباره مذاکره کنیم، قرارداد نفتی رو انداخت تو بخاری و گفت

بیاین دوباره مذاکره کنیم. در این زمان، دیگه نفت جایگاه خودش رو تو دنیا پیدا ‌کرده بود و واقعا چشم‌پوشی از نفت ارزون ایران برای انگلیس هم غیر ممکن بود، دعوا به دادگاه لاهه می‌کشه و طرفین هی برای هم شاخ و شونه می‌کشند، منتها آخرش حاضر میشن که دوباره

بیان سر میز و یک قرارداد جدید بنویسند. به جز یک مورد، تقریبا اکثر مفاد قرارداد جدید، برای ایران، بهتر از قرارداد قبلی بود. یعنی ایران همون اول کار یک میلیون پوند می‌گرفت برای تمام معوقات قبلی. به جای ۱۶ درصد، ۲۰ درصد سود می‌گرفت به علاوه ۴ شیلینگ برای هرتن نفت.

قرارداد تا دو سال عطف به ماسبق می‌شد، یعنی پول دو سال قبل هم طبق قرارداد جدید محاسبه و پرداخت می‌شد. مساحتی از ایران که امتیاز اکتشافش در قرارداد اول به انگلیس داده شده بود از ۴۸۰ هزار مایل مربع به ۱۰۰ هزار مایل مربع کاهش پیدا می‌کرد و انگلیسها باید یک پالایشگاه هم در کرمانشاه

می‌ساختند برای مصرف داخلی ایران. ضمنا نفت به دولت ایران با ۲۵ درصد تخفیف و به مردم ایران با ۱۰ درصد تخفیف فروخته می‌شد. تنها ایرادش این بود که طبق قرارداد دارسی، امتیاز تا سال ۱۳۴۰ اعتبار داشت ولی قرارداد جدید تا سال ۱۳۷۳ تمدید شد. وضع ادامه پیدا می‌کنه تا اینکه ایران اشغال

میشه و پهلوی دوم روی کار میاد. با باز شدن فضای سیاسی، بحث در مورد همه قراردادها و امور مملکت داغ می‌شه، از جمله قرارداد نفت که کلا ایرانیها همیشه از سهمشون شاکی بودند.

Image in tweet by Eternal 💎

از اون طرف روسها هم می‌گفتند حالا که انگلیسها امتیاز نفت جنوب رو دارند، پس امتیاز نفت شمال رو هم بدید به ما. حزب توده هم که تا اون موقع مخالف قرارداد نفت با انگلیسها بود یهو میشه طرفدار دادن امتیاز نفت شمال به روسها. به هرحال مسکو گفته بود که

چکش بزنید، حزب توده هم که گوش به فرمان، با این استدلال که باید بین نیروهای شرق و غرب موازنه ایجاد کنیم، می‌گفتند نفت شمال رو هم بدیم به عمو استالین. تو همین گیر و دار هم پیشه‌وری در آذربایجان به پشتیبانی ارتش سرخ شوروی، برای خودش جمهوری خودمختار برپا کرده بود و نتیجتا فشار برای

واگذاری نفت شمال بسیار سنگین بود، همونطور که می‌دونیم رایزنیهای قوام، نخست‌وزیر وقت، با استالین و وعده امتیاز نفت در مقابل ترک خاک ایران و فشار همزمان امریکا به شوروی، باعث میشه که بالاخره روسها آذربایجان رو ترک کنند و پیشه‌وری رو تنها ول کنند. در این مرحله، حزب توده

که در کابینه قوام نفوذ داشت، قوام رو راضی می‌کنه که در برخورد با پیشه‌وری مدارا کنه، منتها شاه اصرار داشت که آذربایجان و مهاباد باید با دخالت نظامی تمام و کمال به ایران برگردند. اینجا نقش یک فرمانده نظامی پررنگ میشه و اون کسی نبود جز فرمانده ستاد ارتش، حاجعلی رزم‌آرا. شاه که فکر

می‌کرد قوام داره موذیانه قضیه آذربایجان رو کش می‌ده خودش شخصا وارد کار میشه. اول به همراه رزم آرا با هواپیما به یک گشت‌زنی هوایی بر فراز آذربایجان دست می‌زنند، در این پرواز شاه شخصا هدایت هواپیما رو برعهده می‌گیره و فرمانده ستاد ارتش هم کنارش بود. بعد از اون نیروهای ارتش به سمت

Image in tweet by Eternal 💎

آذربایجان و مهاباد حرکت می‌کنند و عملا قوام رو در عمل انجام شده قرار می‌دن و در نهایت آذربایجان و مهاباد به ایران برمی‌گردند. اینجا فرمانده ستاد ارتش یعنی رزم‌آرا یک‌جورایی قهرمان ملی معرفی می‌شه و همه از اون به عنوان سردار سپه دوم یاد می‌کنند. قوام استعفا می‌ده و همه انتظار

داشتند که رزم‌آرا نخست وزیر بشه، ولی شاه که تا قبلش رابطه خوبی با رزم‌آرا داشت، از جاه‌طلبی اون احساس خطر می‌کنه و به جاش حکیمی نخست‌وزیر میشه، نارضایتی از سهم ایران در قرارداد نفتی و پرداختهای معوقه انگلیس، سبب می‌شه که بحث مذاکره مجدد با انگلیسی‌ها و تهیه یک قرارداد الحاقی در

دستور کار دولت قرار بگیره. سه نخست وزیر، یعنی حکیمی، هژیر و بعد از اون ساعد این مذاکرات رو دنبال می‌کنند تا بالاخره عباسقلی گلشاییان وزیر دارایی در دولت ساعد با سِر نویل گس از شرکت نفت ایران و انگلیس بر سر یک الحاقیه به توافق می‌رسند که به قرارداد الحاقی گس-گلشاییان معروف می‌شه.

تقریبا تمام بندهای این قرارداد باعث افزایش پرداختی ایران می‌شد و خیلی از اونها تکلیف چگونگی پرداخت معوقات رو روشن می‌کرد. منتها انگلیسها برای اینکه دوباره ایران دبه نکنه، پرداخت هر نوع پولی از بابت نفت رو به تصویب این الحاقیه در مجلس مشروط کردند. ساعد الحاقیه رو می‌فرسته مجلس و

طبعا با مخالفت کمیسیون نفت به ریاست مصدق مواجه می‌شه. بنابراین ساعد استعفا می‌ده، بعد از اون علی منصور نخست وزیر میشه و میاد به مجلس می‌گه حاجی باید تکلیف این الحاقیه رو روشن کنید، تا این تعیین تکلیف نشه، دولت نمی‌تونه پولی بگیره، باز مصدق و کمیسیون نفت مخالفت می‌کنند و در نتیجه

منصور هم استعفا می‌ده، اوضاع حسابی گره خورده بود. امریکاییها نگران این بودند که تو این بلبشو شوروی از طریق حزب توده در ایران قدرت بگیره، انگلیسیها می‌خواستند تکلیف شرکت نفت روشن بشه و شاه هم نگران بود که یهو اینها بزنند به تیپ و تاپ هم و کلا مملکت و سلطنت و همه چی بره هوا.

در این شرایط انگلیس و امریکا شاه رو قانع می‌کنند که رزم‌آرا رو نخست‌وزیر کنه، با این استدلال که این آدمِ مقتدریه و به این راحتی جا نمی‌زنه. شاه البته نگران جاه‌طلبی رزم‌آرا بود ولی با توجه به شرایط بحرانی، رضایت می‌ده. رزم آرا با وجود مخالفتهای مصدق و جبهه ملی، از مجلس رای اعتماد

می‌گیره و تمرکزش رو می‌گذاره رو تصویب قرارداد گس-گلشاییان. مصدق یک‌بار سعی می‌کنه که رزم‌آرا رو استیضاح کنه که البته بازهم رزم‌آرا رای میاره و پابرجا می‌مونه. آخرش رزم‌آرا میاد تو کمیسیون نفت می‌گه آقاجون این قرارداد که همه بندهاش به نفع ایرانه. خب شما بگید کدوم بند مخالف منافع

ملیه، تا ما بریم اون بند رو چونه بزنیم درست کنیم. مصدق به جای اینکه بیاد بندهای قرارداد رو نقد کنه، کلا طرح ملی شدن نفت رو می‌زنه رو میز و از اینجا داستان ملی شدن نفت شروع میشه. اولش دولت این طرحو زیاد جدی نمی‌گیره چون نمی‌شد که همینجوری بزنی زیر یک قرارداد بین‌المللی، اونم

وسط اون بلبشوی جهانی. منتها جبهه ملی پافشاری می‌کنه و مصدق برای مجلس و ملت حساب کتاب می‌کنه که اگه ما انگلیس‌ها رو بیرون کنیم و یک‌سوم الان نفت تولید کنیم، و هزینه تولیدمون هم دوبرابر بشه، باز هم بُردیم. بعد هم می‌گه نگران نباشید، انگلیس هیچ غلطی نمی‌تونه بکنه(:

Image in tweet by Eternal 💎

اینجا رشته توییت دوم رو تموم می‌کنم و ادامه ماجرا رو در رشته‌توییت سوم تعریف می‌کنم.

رشته توییت سوم:

@Eternal_3_ این وسط فقط رزم‌آرا که یه وطن‌پرست واقعی بود و بدون جاه‌طلبی برای تصاحب قدرت قربونی نگرانی شاه و جاه‌طلبی مصدق-فاطمی میشه.

@Eternal_3_ جا داشت اون نطق تاریخی رزم آرا رو هم اضافه کنید( با این مضمون) که گفته بود ما نمی‌تونیم یه آفتابه درست کنیم بعد می‌خوایم نفتو ملی کنیم :)

Share this thread

Read on Twitter

View original thread

Navigate thread

1/26