این متن سعی میکنه اتفاقات اخیر رو بر اساس تئوری دیوید گالولا تحلیل کنه. او دههها پیش جریانهای کومونیستی چین و ویتنام رو از نظر استراتژیکی و تاکتیکی بررسی کرده بود، و متن به نظرم توضیح خوبی از آنچه اتفاق افتاده در سطح استراتژیکی میده. خلاصه ترجمه و توضیح خودم را ارائه میدم: 🧵
ترجمه: اجازه بدهید کمی از نظریهٔ جنبش مسلحانه توضیح بدهم. یک جنبش مسلحانه «متعارف»، همانطور که در ویتنام دیدیم، اساساً طبق الگوی پنجمرحلهای گالولا پیش میرود: ۱: ایجاد حزب مسلح ۲: جذب و همسو کردن همهٔ گروههای مخالف دیگر ۳: جنگ چریکی ۴: جنگ متعارف ۵: سرنگونی نهایی دولت
این مدل استاندارد انقلاب از طریق گروههای مسلح است که جنبشهای کومونیستی شرق آسیا مانند چین، ویتنام و غیره به کار بردهاند. نکتهٔ مهم این است که این مدل شامل ایجاد همزمان یک دولت کومونیستی موازی در همان زمانی است که دولت موجود نابود میشود.
در این مدل، بعد از پیروزی رهبران شورشی وارد کاخ و ساختمانهای دولت قبلی میشوند، پشت میز رئیسجمهور سابق مینشینند و میتوانند بلافاصله ادارهٔ منظم کشور را از طریق دستگاه حزبی که از قبل در سراسر جامعه رویاندهاند، آغاز کنند.
اما اگر هدف فقط فروپاشی قدرت باشد و اداره کشور پس از آن برایتان مهم نباشد، یک روش سادهتر وجود دارد گالولا از این روش با عنوان «میانبر بورژوا-ملیگرا» یاد میکند، و بسیار ساده است: حزب مسلح سالها سازماندهی وقتگیر در مراحل ۱ و ۲ را با چند هفته «تروریسم گسترده» جایگزین میکند
اگر حکومت فعلی در این مرحله حساس دچار تزلزل شود و نتواند جریان را سرکوب کند، شورش میتواند با استفاده از شوک ناگهانی و پر سر و صدا، خود را جریان اصلی جا بزند و دیگران را از روی ناچاری با خود همراه کند، ارتش چریکی تشکیل دهد، جنگ انقلابی را پیش ببرد و نهایتا حکومت را سرنگون کند.
البته در این صورت، پس از فروپاشی حکومت، دستگاه دولتیای وجود نخواهد داشت که انقلابیون بتوانند با آن چیزی را اداره کنند، اما این معمولا برای کسانی که از این روش استفاده میکنند مهم نیست.
اما این مدل یک مشکل اساسی دارد که دیدیم: اگر حکومت در مرحله کلیدی تروریسم از هم نپاشد و بهطور موثر سرکوب کند، شورش محکوم به شکست است. برخلاف مدل کومونیستی، در این مرحله شورش یک جنبش اجتماعی گسترده نیست و مردم را از قبل با خود همراه نکرده.
جریان، صرفا توطئهای است متشکل از حدود چند صد فرد مسلح و وحشی که پلیس میتواند بهسادگی آنها را از میان بردارد. اتفاقاتی که در ایران افتاد، شباهت بسیاری به این مدل داشت.
عدهای شاید حدود چند صد نفر، متشکل از گروههای مجاهدین، موساد، و تجزیهطلبان، همگی سازماندهی شده توسط موساد، به طور خاص مامور بودند «حس انقلابی» ایجاد کنند. روش آنها رو قبلا در این رشته توضیح دادم:
از زمان پست کردن این رشته، با کسان بیشتری داخل ایران صحبت کردهام و تقریبا برای همه آنها، شروع جریان یک شکل بوده است: آنها خود بخشی از جریان نبودند و در خانه بودند، اما «سر و صدا» میشنوند و از روی کنجکاوی و نه از روی تعلق به جریان پهلوی، به خیابان میآیند.
وقتی به خیابان میآیند، خیابان «حس انقلابی» دارد و مردم خوشحال هستند. همه آنها گروههایی رو مشاهده میکنند که به وضوح سازماندهی شدهاند. این گروهها به مرور سطح خشونت را بالا میبرند. بسیاری از سطح خشونت بالا میترسند و به خانه برمیگردند، اما عدهای (معمولا جوانان) میمانند.
صدای رگبار و جنگ مسلحانه مدتها ادامه دارد و بعدا در رسانهها میشنوند که کشتار شکل گرفته. تمام کسانی که موفق شدم صحبت کنم هیچ کدامشان با چشم خود قتل یا کشتاری ندیده بودند و فقط «صدای گلوله» شنیده بودند. میزان کشتار بعدا از طریق رسانه بهشان گفته شده، با چشم خود ندیدند.
این تحلیل میزان بالای آتشزنی را نیز توضیح میدهد. به وضوح میزان آتشزنی بسیار بالاتر از چیزی که در جنبشهای قبلی دیده شد بود، هم از نظر گستردگی و هم از نظر سرعت انجام آن، و نشان میدهد صرفا از روی «عصبانیت» نبوده و از قبل هماهنگ شده بوده در ساعت خاصی در سراسر ایران آتشزنی کنند.
همچنین توضیح میدهد چرا در غرب ناگهانی و به طور گسترده تلاش شد این شورش به عنوان جریان اصلی به رسمیت شناخته شود، از شروع با «تغییر ایموجی» و سپس سر و صدای رسانهای، و تلاشهای بسیار گروه پهلوی برای دیدار با ترامپ برای دست یافتن به مُهر نهایی دولت جایگزین مورد علاقه غرب.
همه اینها به وضوح توسط منافع غربی (بخوانید: موساد) سازماندهی شده بود، و این شورش هدف روشنی داشت: سرنگونی کامل حکومت ایران و آغاز یک جنگ داخلی.
دقت کنید مهمترین خاصیت روش بورژوا-ملیگرا این است که به شبکه بزرگ و حمایت گسترده مردمی نیاز ندارد. به چند صد (یا حتی چند ده) فرد آموزشدیده مسلح نیاز دارد، و یک تیم روابط عمومی توانمند که بتواند مردم را پشت شورشیان بسیج کند تا یک شبه جنبش تودهای و حمایت از جنگ چریکی بسازد.
این همان کاری است که موساد و دیگران اوایل این ماه در ایران تلاش کردند انجام دهند. از نظر نویسنده متن، به احتمال زیاد این تمام شبکه حمله باقیمانده آنها در کشور بود، پس از آنکه بخش بزرگی از آن در جریان و پس از «جنگ دوازدهروزه» برچیده شد.
